رفتار شهروندی سازمانی اولین بار توسط باتمن و ارگان (1983) و اسمیت، ارگان و نیار) معرفی گردید(نیلسن و همکاران، 2011: 555). ارگان رفتار شهروندی را به عنوان رفتارهائی تعریف می ‌کند که ماهیت اختیاری داشته و بخشی از الزامات رسمی کارکنان نیستند، اما در عین حال منجر به ارتقای عملکرد اثربخش سازمان میگردند (چن و پنگ،2009: 56). بولینو، تورنلی و بلود گود(2002) رفتار شهروندی را تمایل کارکنان به فراتر رفتن از الزامات رسمی کار خود به مقصود کمک به یکدیگر و داشتن علاقه واقعی به فعالیتها و ماموریت کلی سازمان تعریف کرده اند.

در یک جمع بندی عناصر کلیدی تعاریف رفتار شهروندی را میتوان در چهار بخش زیر دسته بندی نمود:

نوعی از رفتار می باشد که فراتر از وظایف رسمی کارکنان در سازمان می باشد؛

نوعی از رفتار می باشد که به صورت اختیاری و بر اساس اراده فردی شکل میگیرد؛

نوعی از رفتار می باشد که به گونه مستقیم پاداشی به دنبال نداشته و به گونه رسمی از  طرف سازمان مورد قدردانی قرار نمی گیرد؛

نوعی از رفتار می باشد که برای ارتقاء اثربخشی و کارایی عملکرد سازمان و همچنین موفقیت عملیات آن خیلی مهم می باشد(کاسترو و همکاران[1]،2004: 29).

بکارگیری بعضی از رفتارهای شهروندی در سازمان علاوه بر ایجاد زمینه های موفقیت می تواند نتایجی زیرا افزایش بهره وری ، سازمانی (لاولی[2] و همکاران، 2009: 342).

ارگان(1988) مقیاس چندبعدی از رفتار شهروندی سازمانی ارائه نمود . این مقیاس متشکل از ابعادی پنجگانه می باشد که ساختار رفتار شهروندی را تشکیل می دهد ، این پنج بعد عبارتند از :

نوع دوستی: کمک به همکاران و کارکنان برای انجام وظایف در شرایط غیرمعمول.

وظیفه شناسی: انجام وظایف تعیین شده به شیوه ای فراتر از آن چیز که انتظار می رود

(همانند کار در بعد از ساعت اداری برای سود رساندن به سازمان)

3ـ  جوانمردی: تأکید برجنبه های مثبت سازمان به جای جنبه های منفی آن.

فضیلت مدنی: مستلزم طرفداری از عملیات های اداری سازمان می باشد.

تکریم و تکریم: مشورت با دیگران قبل از اقدام به اقدام، دادن اطلاع قبل از اقدام، و ردوبدل کردن اطلاعات.

جوانمردی و نزاکت مولفه هایی هستند که بیانگر اجتناب از وارد کردن خسارت به سازمان هستند.  جوانمردی عبارت می باشد از تمایل به شکیبایی پیش روی مزاحمت های اجتناب ناپذیر و اجحاف­های کاری بدون این که گله و شکایتی صورت گیرد . در حالی که نزاکت درمورد اندیشیدن به این می باشد که چطور اقدامات فرد بر دیگران تأثیر می گذارد  (مارکوزی ، زین،2004: 3).

مدیریت و کارکنان، آزاد کردن منابع سازمانی (جهت به کارگیری برای مقاصد مفیدتر)، کاهش در بکارگیری منابع، کمک به فعالی تهای هماهنگی درونی و بیرونی، تقویت توانایی سازمان در جذب و نگهداری کارکنان، افزایش ثبات عملکرد و افزایش قدرت انطباق سازمان با محیط را به همراه دارد (پدسکف[3] ،2000: 543). نتایج مطالعه ادبیات موضوع حاکی از گستردگی مطالعات صورت گرفته توسط دانشمندان این حوزه میباشد. به طوری که تقریباً سی نوع متفاوت از انواع نظریه البته بین این نظریه ها ، درخصوص رفتارشهروندی هست (یانگ[4] ،2011: 9)

شهروند خوب از نظر بولینو و تورنلی (2003)، شامل انواع رفتارهای کارکنان از قبیل انجام وظایف اضافی، کمک داوطلبانه به افراد در محل کار، پیشرفت در حرفه خود و حفظ آن، پیروی از قوانین (حتی وقتی که هیچکس از آن پیروی نمیکند)، طرفداری از کارکنان، حفظ توجه مثبت و تحمل ناراحتی در محل کار میباشد (کورکماز و آرپاسی، 2009: 2432). در تعریفی دیگر بورمن (2004) رفتار شهروندی سازمانی را به عنوان رفتارهای داوطلبانه ای تعریف می ‌کند که که فراتر از تأثیر سازمانی فرد بوده، منجر به بهبود ارتباط با مشتری و همکاران، ارتقای کار تیمی، انعطافپذیری و مزیت رقابتی میگردد. این اعمال که در محل کار اتفاق می‌‌افتند را اینگونه تعریف می‌‌کنند:مجموعه ای از رفتارهای داوطلبانه و اختیاری که بخشی از وظایف رسمی فرد نیستند، اما با این تفاصیل توسط وی انجام و باعث بهبود مؤثر وظایف و نقشهای سازمان‌می‌‌شوند.» ( اپل بام و همکاران،2004 ؛19) به عنوان مثال یک کارگر ممکن می باشد نیازی به اضافه کاری و تا دیر وقت در محل کار ماندن نداشته باشد، اما با وجود این برای بهبود امور جاری و تسهیل گردید جریان کاری سازمان، بیشتر از ساعت کاری رسمی خود در سازمان می‌‌ماند و به دیگران کمک می‌‌کند. (کروپانزانوو بیرن،2000 ؛7).ارگان همچنین معتقد می باشد که رفتار شهروندی سازمانی، رفتاری فردی و داوطلبانه می باشد که مستقیماً به وسیله سیستم های رسمی پاداش در سازمان طراحی نشده می باشد، اما با این تفاصیل باعث ارتقای تاثیر و کارایی عملکرد سازمان می گردد.(کوهن و کول،2004؛386). این تعریف بر سه ویژگی اصلی رفتار شهروندی تاکید دارد : اول اینکه این رفتار بایستی داوطلبانه باشد یعنی نه یک وظیفه از پیش تعیین شده ونه بخشی از وظایف رسمی فرد می باشد. دوم اینکه مزایای این رفتار، جنبه سازمانی دارد و ویژگی سوم این می باشد که رفتار شهروندی سازمانی ماهیتی چندوجهی دارد.  بااین تعاریف، از بشر به عنوان شهروند سازمانی انتظار می‌‌رود بیش از الزامات تأثیر خود و فراتر از وظایف رسمی، در خدمت اهداف سازمان فعالیت کند. به بیانی دیگر ساختار رفتار شهروندی سازمانی به دنبال شناسایی، اداره و ارزیابی رفتارهای فرانقش کارکنانی می باشد که در سازمان فعالیت می‌‌کنند و در اثر این رفتارهای آنان اثربخشی سازمانی بهبود می‌‌یابد. (بینستوک و همکاران، 2003 ؛361) گراهام (1991) معتقد می باشد که رفتارهای شهروندی در سازمان سه نوع‌اند: (بینستوک و همکاران، 2003 ؛361)1- اطاعت سازمانی : این واژه توصیف کننده رفتارهایی می باشد که ضرورت و مطلوبیتشان شناسایی و در ساختار معقولی از نظم و مقررات پذیرفته شده‌اند. شاخصهای اطاعت سازمانی رفتارهایی نظیر تکریم به قوانین سازمانی، انجام وظایف به گونه کامل و بجای آوردن مسئولیتها با در نظر داشتن منابع سازمانی می باشد.

وفاداری سازمانی : این وفاداری به سازمان از وفاداری به خود، سایر افراد و واحدها و بخشهای سازمانی متفاوت می باشد و اظهار کننده اندازه فداکاری کارکنان در راه منافع سازمانی و طرفداری و دفاع از سازمان می باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

مشارکت سازمانی : این واژه با درگیر بودن در اداره سازمان ظهور می‌‌یابد که از آن جمله می‌‌توان به حضور در جلسات، به اشتراک گذاشتن عقاید خود با دیگران و آگاهی به مسائل جاری سازمان، تصریح نمود. گراهام با انجام این دسته بندی از رفتار شهروندی، معتقد می باشد که این رفتارها مستقیماً تحت تأثیر حقوقی قرار دارد که از طرف سازمان به فرد داده می‌‌گردد. در این چارچوب حقوق شهروندی سازمانی شامل عدالت استخدامی، ارزیابی و رسیدگی به شکایات کارکنان می باشد. بر این اساس وقتی که کارکنان می‌‌بینند که دارای حقوق شهروندی سازمانی هستند به احتمال بسیار زیاد از خود، رفتار شهروندی (از نوع اطاعت) نشان می‌‌دهند. در بعد دیگرحقوقی یعنی تاثیر حقوق اجتماعی سازمان – که دربرگیرنده رفتارهای منصفانه با کارکنان نظیر افزایش حقوق و مزایا و موقعیتهای اجتماعی می باشد – بر رفتار کارکنان نیز قضیه به همین صورت می باشد. کارکنان وقتی می‌‌بینند که دارای حقوق اجتماعی سازمانی هستند به سازمان وفادار خواهند بود و رفتار شهروندی (از نوع وفاداری) از خود بروز می‌‌دهند و سرانجام وقتی که کارکنان می‌‌بینند به حقوق سیاسی آنها در سازمان تکریم گذاشته می‌‌گردد و به آنها حق مشارکت و تصمیم گیری در حوزه‌های سیاست گذاری سازمان داده می‌‌گردد، باز هم رفتار شهروندی (از نوع مشارکت) از خود نشان می‌‌دهند.

[1] Castro & et.al

[2] Lavelle & et.al

[3] Podsakoff

[4] Yung

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

متن کامل