2-1) رهبری سازمانی :

رهبران اثر بخش، اساسی ترین و نایاب ترین منابع هر سازمان هستند . شکست هر سازمان را در زمینه دستیابی به بهره وری بهینه، می توان تا حدودی مربوط به مدیریت و رهبری غیر کار آمد آن سازمان دانست (مقیمی و همکاران ،1389 ، ص 88).

امروزه سازمانها به مسأله گزینش رهبران در تمام سطوح ، از سرپرستی سطح اول تا بالاترین سطوح اجرایی ، تاکید زیادی دارند . روانشناسان صنعتی و سازمانی به این نکته پی برده اند که موفقیت و شکست یک  سازمان به گونه گسترده به کیفیت رهبران آن وابسته می باشد . تفاوت اساسی میان یک سازمان موفق و غیر موفق غالباٌ بر حسب رهبری تعریف می گردد . نیمی از کسب وکارهای تازه تاسیس در دو سال اولیه با شکست مواجه می شوند و فقط یک سوم آنهاتا پنج سال دوام می آورند . نتایج تحقیقات نشان می دهد که «رهبری[1] » مهمترین موضوع در حوزه رفتار سازمانی و روابط انسانی می باشد . بر همین اساس گروه ها و سازمانها برای تاثیر خود ، رهبری را مد نظر قرار داده اند .

فرایندی که مدیریت می کوشد با ایجاد انگیزه و ارتباطی موثر انجام سایر وظایف خود را در تحقق اهداف سازمانی تسهیل و کارکنان را از روی میل و علاقه به انجام وظایف شان ترغیب کند. پس رهبری جزئی از مدیریت می باشد واین وظیفه مانند برنامه ریزی، سازماندهی وکنترل نیز از وظایف مدیر می باشد.
مهمترین نکته در رهبری نفوذ و اثر گذاری می باشد. اصولاً قدرت عبارت می باشد از توانایی اعمال نفوذ بر دیگران و نفوذ عبارت از اعمالی می باشد که مستقیم یا غیر مستقیم باعث تغییر در رفتار یا نظرات دیگران  می گردد. رهبری با نفوذ بر دیگران تحقق می یابد و نفوذ نیز از قدرت سر چشمه می گیرد.

قدرت در یک تقسیم بندی به1-  قدرت فردی شامل :الف – قدرت مرجعیت ب- قدرت تخصصی
و 2- قدرت سازمانی :الف – قدرت قانونی ب – قدرت پاداش و تنبیه تقسیم می گردد.

 

 

 

 

2-1-1) نظریه های هدایت و رهبری:

1-نظریه های خصوصیات فردی رهبری

2-نظریه های رفتار رهبری

3- نظریه های موقعیتی و اقتضایی

2-1-1-1) نظریه های خصوصیات فردی رهبری:

براساس این نظریه رهبران ابر مردانی هستند که به علت ویژگی هایی که موهبت الهی اند شایسته رهبری شده اند. یکی از نویسندگان چهار خصوصیت عمده را اظهار کرده می باشد:

  • هوش 2- بلوغ اجتماعی و وسعت دید 3- انگیزه های توفیق طلبی و نیل به هدف 4-بشر گرایی واز جهت عاطفی با ثبات و دارای اعتماد به نفس هستند.

نویسنده ای دیگر شش خصوصیت را اظهار کرده :

1-خصوصیات ظاهری و فیزیکی 2-زمینه های فرهنگی مانند تحصیلات و تجربیات 3-هوش          4-شخصیت برو گرا 5- خصوصیات شغلی مانند کوشش و پشتکار و ابداع و ابتکار 6- خصوصیات اجتماعی مانند مراتبات اجتماعی و سیاسی.

خاطر نشان می گردد که فقط هوش و ذکاوت به اثبات رسیده و در مورد سایر خصوصیات اتفاق نظری نیست.

2-1-1-2) نظریه های رفتاری رهبری:

در این نظریات به جای در نظر داشتن خصوصیات فردی در پی روش ها و شیوه های رهبری هستیم. بر اساس یک طبقه بندی رفتار رهبران به دو نوع بشر گرا و سازمان گرا تقسیم می گردد. رهبران بشر گرا توجه خود را مصروف اعضای سازمان می کنند، هدف گذاری جمعی را ترویج میکنند وبه کارکنان اعتماد دارندو برای آنها ارزش قائل اند.رهبران سازمان گرااهداف و ماموریت های سازمان را مقدم بر افراد می دانند. بیشتر به قوانین ومقررات سازمانی اتکا دارندو کارکنان را تحت کنترل شدید قرارمی دهند تا ازاجرای دقیق مقررات اطمینان یابند.

2-سبک های رهبری در نظریه ای دیگر که شبکه مدیریت بلبک و موتان نام دارد در 81 نوع طبقه بندی شده و به صورت کامل در مورد هر سبک که آمیزه ای از بشر گرایی و سازمان گرایی می باشد بحث شده.

3-در نظریه ای دیگر سبک های رهبری به چهار نوع تقسیم شده و از هریک به عنوان یک سیستم نام برده شده.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

الف)سیستم یک:کاملاً وظیفه مدار و آمرانه می باشد، مدیران  به مرئوسان اعتماد ندارند.

ب)سیستم دو:ارتباط ی آمرانه همچنان بر قرار می باشد اما کمی تلطیف شده و زیرا ارتباط خادم و مخدوم توام با نوعی مرحمت پدرانه می باشد تصمیم گیری همچنان بر عهده مدیران می باشد.

پ )سیستم سه :اعتماد و اطمینان در حد خوبی می باشد و در تعیین پاره ای از اهداف مشارکت می گردد. اما مسائل عمده سازمانی همچنان بر عهده رهبر و مدیر می باشد.

ت)سیستم چهار: اعتماد و اطمینان در حد کمال می باشد و ارتباط صمیمانه و مشارکت جویانه می باشد، تصمیم گیری ها کاملاً مشارکتی و گروه های رسمی و غیر رسمی در هم آمیخته اند.

[1] Leadership

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

متن کامل