اسماک و ویسنانت[1]( 2009) در تحقیقی به مطالعه ارتباط احساس عدالت سازمانی و رضایت شغلی مربیان دانش آموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان پرداخته و دریافتند، با وجود رضایت کلی مربیان از پنج جنبه شغلی خود، اندازه رضایت مربیان زن در مؤلفه های نظارت و پیشرفت کمتر از مردان می باشد. همچنین زمانی که فقط جنسیت افراد ورزشکار در نظر گرفته شده و نه مربیان، اندازه رضایت مربیان تیم های دختران در مؤلفه های پرداخت و پیشرفت کمتر از مربیان تیم های پسران بوده می باشد.

مسر و وایت[2] (2006)، در پژوهشی تحت عنوان خلق کارکنان، ادراک انصاف، و رفتار شهروندی سازمانی، به مطالعه تأثیرات عدالت بر رفتار شهروندی سازمانی پرداخته می باشد. یافته های آنان نشان داد ادراک کارکنان از انصاف بر احتمال انجام رفتار شهروندی سازمانی تاثیر گذاشته می باشد. آنان اظهار کردند ادراک کارکنان از انصاف ممکن می باشد تأثیرات پایداری در مقایسه با خلق آنان روی رفتارهای فرا نقشی شان داشته باشد. البته آنها پیشنهاد می کنند تحقیقات بیشتری لازم می باشد تا این مسئله با قطعیت اظهار گردد.

ارتاک[3] (2007)، در پژوهش افزایش رفتار شهروندی سازمانی افراد آکادمیک، تأثیر عدالت سازمانی و اعتماد به سرپرست را در افزایش رفتار شهروندی سازمانی مطالعه می کند. یافته ها نشان می دهد، که اعتماد به سرپرست به گونه کامل میانجیگر ارتباط میان عدالت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی معطوف به سازمان می باشد با این تفاصیل تا حدودی هم میانجیگر ارتباط میان عدالت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی معطوف به افراد می باشد.

آری و همکاران(2004) در پژوهشی نشان دادند مشارکت در تصمیم گیری با عدالت رویه ای ارتباط مثبتی دارد اما با سیاست های سازمانی ارتباط منفی دارد . همچنین عدالت رویه ای با سیاست های سازمانی مرتبط نبود . بین عدالت سازمانی و عملکرد ارتباط مثبت معنی داری بدست آمد. یکی از مطالعات انجام شده در زمینه ارتباطات سازمانی مربوط به “تاثیر تاکتیک های ارتباط سازمانی بر  اعتماد با تاثیرات عدالت رویه ای می باشد”.این پژوهش در واقع یک مطالعه بین فرهنگی برای مقایسه کارگران ژاپنی وآمریکایی می باشد.این پژوهش امکان ارتباط بین تاکتیک های ارتباط سازمانی با احساس کارگران از اطمینان و درک کارگران از عدالت رویه ای را مطالعه می کند .

 

2-4-3-مطالعات داخلی انجام شده در مورد فرهنگ سازمانی

طبرسا, ایمانی دلشاد (1388) در مطالعه ای با عنوان”مطالعه ارتباط فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی کارکنان(مورد مطالعه سازمان صنایع شیر ایران) نشان دادند که فرهنگ سازمانی بر تعهد سازمانی کارکنان جامعه مورد نظر تاثیر مثبت داشته می باشد.از طرفی در این مطالعه مقایسه ای بین ویژگی های هشت گانه فرهنگ سازمانی صورت گرفت تا اندازه تاثیر آنها بر تعهد سازمانی مشخص گردد.این ویژگی ها به ترتیب الویت شامل1-خود کنترلی2-هدایت سازمانی3-سیستم پاداش4-هویت شغلی5-ریسک پذیری6-مشارکت در تصمیم گیری7-طرفداری سازمانی و 8 –کنترل رسمی می باشند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

مالکی (1387) در تحقیقی با عنوان” مطالعه ارتباط بین فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی در مدیریت درمان تامین اجتماعی استان سیستان و بلوچستان”به مقصود مطالعه ارتباط میان فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی کارکنان در مدیریت درمان تامین اجتماعی استان سیستان و بلوچستان انجام داد. در این مطالعه فرهنگ سازمانی براساس نظریه رابینز به ده مولفه تعریف گردید. براساس مطالعه های آماری انجام شده مشخص گردید میان فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی ارتباط معنی دار و مثبت وجود داشت. همچنین بین تعهد سازمان و مولفه فرهنگ سازمانی: طرفداری مدیریت و هویت سازمانی ارتباط وجود داشته و بین تعهد سازمانی و دیگر مولفه های فرهنگ سازمانی مانند: نوآوری فردی، تحمل مخاطره، پاداش براساس عملکرد ، الگوهای ارتباطات سازمان، سیستم کنترل، هدایت مدیریت، تعارض پذیری و یکپارچگی ارتباط ای وجود ندارد.

ملکی و همکاران(1387) در تحقیقی با عنوان ” ارتباط ی ابعاد فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی کارکنان در بیمارستان شهید صدوقی یزد – 1387 ” با هدف ، بررسى تأثیر چهار بعداز ابعاد فرهنگ سازمانى شامل آموزش و توسعه، پاداش و قدردانى، کار گروهى و ارتباطات بر تعهد سازمانى کارکنان انجام گرفت.در این مطالعه مشخص گردید که تعهد سازمانی کارکنان با دو بعد از ابعاد فرهنگ سازمانی؛( سازوکار پاداش و کار گروهی) ارتباط معنادار دارد اما با دو بعد دیگر ( آموزش و توسعه و ارتباطات سازمانی) ارتباط ى معنادار ندارد.در نتیجه ایجاد سازوکار پاداش مطلوب می باشد و ترویج و توسعه و ایجاد فضای مناسب کار گروهی می تواند تعهد سازمانی کارکنان را افزایش دهد و در نهایت بهبود عملکرد بیمارستان گردد.

کرمی نیا و همکاران(1389) در مطالعه ای با عنوان”ارتباط سبک رهبری با فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی در نیروهای نظامی” نشان دادند که سبک رهبری مورد بهره گیری فرماندهان از نظر کارکنان سبک رهبری تعاملی یا تبادلی بود. فرهنگ سازمانی غالب فرهنگ عقلایی بود. بالاترین نمره میانگین تعهد سازمانی به تعهد تکلیفی تعلق گرفت. بین سبک رهبری تحول­آفرین و تبادلی با فرهنگ و تعهد سازمانی ارتباط معنی­دار و مثبتی وجود داشت. بین سبک رهبری عدم مداخله (آزاد) با فرهنگ و تعهد سازمانی ارتباط معنی­دار و معکوس وجود داشت. در نهایت این محققان نتیجه گرفتند که سبک رهبری به­کاررفته در نیروهای نظامی با فرهنگ و تعهد سازمانی نیروها در ارتباط می باشد که می­تواند مستقیم یا معکوس باشد.

[1] Smucke. Whisenant

[2] Messer & white

[3] Erturk

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

متن کامل