لذا در این فصل مبانی نظری و پیشینه پژوهش در چهار بخش به تبیین زیر گنجانده شده می باشد:

بخش اول: مبانی نظری اعتماد سازمانی.

بخش دوم: مبانی نظری انتقال و خلق دانش.

بخش سوم: مبانی نظری نوآوری سازمانی.

بخش چهارم: پیشینه پژوهش­های انجام شده در دو بخش پژوهش های انجام شده در داخل کشور و پژوهش های انجام شده در خارج از کشور مورد مطالعه قرار گرفت

 

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 

 

بخش اول- مبانی نظری پژوهش

2-1-      مفهوم اعتماد سازمانی[2]

مفهوم اعتماد مانند مفاهیمی می باشد که از سوی صاحب‏نظران رشته‏های علمی مختلف، مورد توجه و مطالعه قرار گرفته می باشد. درواقع محققان در این رشته‏ها، موضوع مشابهی را از رویکردهای مختلف مورد مطالعه قرار داده‏اند، که هر یک بر جنبه‏های خاصی از مفهوم اعتماد تمرکز کرده‏اند که این امر خود منجر به ارائه‏ی تعریفی ناقص از سازه‏ی اعتماد شده می باشد (لویسکی و همکاران، 1998؛ روسو و همکاران، 1998). هوسمر[3] (1995) معتقد می باشد که اختلاف نظرهای زیادی در مورد تعریف سازه‏ی اعتماد هست. ویلسون[4] (1993) اظهار می‏کند که هرچند اعتماد مفهوم مهمی برای مطالعه می‏باشد اما موضوعی می باشد که تفسیر و تعبیرهای متفاوتی دارد. پورتر و همکاران عقیده دارند که اعتماد شبیه اتمسفر می باشد، بطور گسترده درمورد‏ی آن صحبت می‏گردد، برای سازمان‏ها حیاتی می‏باشد، اما هنگامی که زمان تعریف دقیق آن در حوزه‏ی سازمان می‏رسد، دچار ابهامات زیادی می‏گردد. روان‏شناسان اجتماعی از طریق تاکید بر عوامل زمینه‏ای که ممکن می باشد باعث افزایش و یا کاهش اعتماد گردد، اعتماد را به عنوان انتظار افراد از رفتار دیگران در حین تعاملات اجتماعی تعریف می‏کنند. روانشناسان شخصیت، به اعتماد به عنوان یک اعتقاد و یا انتظار ویا احساسی که ریشه در شخصیت آدمی و یا ظرفیت روانی اولیه فرد دارد، نگاه می‏کنند. اقتصاددانان و جامعه‏شناسان اعتماد را از منظر سازمان‏ها و مشوق‏هایی که برای کاهش بی‏ثباتی و نگرانی ناشی از تعاملات با بیگانگان (غریبه‏ها) ایجاد می‏گردد، مطالعه می‏کنند. (لویسکی و همکاران،  1998).

کوک و وال[5] (1980) عقیده دارند که مفهوم اعتماد در زبان مشترک به معنی اندازه تمایل فرد به نسبت دادن نیات خوب به دیگران و داشتن اطمینان به گفتار و کردار آنها می‏باشد. رابینسون[6] (1996) اعتماد را به عنوان «انتظارات، فرضیات و یا عقاید یک فرد در ارتباط با احتمال اینکه اعمال آتی طرف‏های مقابل، مفید، مطلوب و فاقد منافع فردی و فرصت‏طلبی باشد» تعریف می‏کند. (شاکلی – زالباک، 37:2000) سازه‏ی اعتماد سازمانی را به عنوان «انتظارات مثبتی که افراد، بر پایه‏ی تأثیر‏های سازمانی، مناسبات، تجربیات، وابستگی‏های متقابل از نیات و رفتارهای مختلف اعضاء سازمان دارند، تعریف می‏کنند. از دیدگاه مت‏های[7] (1989) اعتماد به عنوان «احساس اطمینان کارکنان به سودمندی و ثبات رفتار و اظهارات سازمان هنگام مواجه با شرایط ناپایدار و مخاطره‏آمیز» تعریف می‏گردد. (گریفین، 105:1967) اعتماد را به عنوان «اطمینان به رفتار فرد به مقصود دستیابی به اهداف موردنظر اما ناپایدار در شرایط مخاطره‏آمیز» تعریف می‏کند. میشرا[8] (1996) اعتماد سازمانی را به عنوان تمایل یک طرف به آسیب‏پذیر بودن در برابر طرف دیگر براساس این انتظار یا باور که طرف مقابل مطمئن، باز و قابل اعتماد می باشد، تعریف می‏کند.

مانند چالش‏های روزافزون و مواجه در گروه‏ها فراهم آوردن چرخه مثبت اعتماد بین افراد درون گروه و به ویژه میان سرپرست و زیردست می‏باشد. اعتماد موضوعی می باشد که در علوم اجتماعی گوناگون از قبیل روان‏شناسی اجتماعی، اقتصاد، جامعه‏شناسی، رفتار سازمانی، مدیریت استراتژیک و تجارت بین‏المللی مورد مطالعه قرار گرفته می باشد (ایردن و ایردن، 2009، ص 2180). اعتماد یکی از موضوعات مهم در رفتار و روابط  انسانی می باشد که احساس اعتماد کارکنان به مدیر، سازمان و سهامداران در زندگی سازمانی، رفتار سازمانی و روابط بین کارکنان و سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد. همچنین انتظاری می باشد مبنی بر این که کارکنان دیگر به خود اجازه نمی‌دهند در زمانی که دیگران آسیب پذیر هستند، ضرر و زیانی به آنها وارد نمایند (مشفقی، 1388).

مفهوم اعتماد در روابط انسانی توجه زیادی را به خود جلب کرده می باشد. اکثر ادبیات مرتبط با اعتماد بر تعریف، توسعه و نگهداری آن متمرکز می‏باشد. اعتماد در اصطلاح به معنای تکیه کردن، متکی شدن به کسی، کاری را بی‏گمان به او سپردن و واگذاری کار به کسی می باشد (صراف فرد، 1387). اعتماد عموماً به عنوان ایمانی که شخص در روبرو شدن با اطلاعات ناقص پیدا می‏کند، توصیف شده می باشد. به گونه خاص‏تر، اعتماد وضعیتی روان‏شناختی شامل انتظارات درمورد‏ی اقدامات دیگری، علی‏رغم آسیب‏پذیری برای اقدامات وی، می باشد. مطالعه‏ها از بیانات نظری مبنی بر اینکه اعتماد با ساده‏لوحی و زودباوری مرتبط نیست و توانایی برای خطر کردن مناسب می باشد، طرفداری کرده می باشد. پس، اعتماد درون سازمان‏ها همراه با شماری از نتایج سازمانی مطلوب می باشد (روجلبرگ، 2007، ص 837).

[1] Montes Et Al

[2] . Organizational Trust

[3] . Hosmer

[4] . Wilson

[5] . Cook & Wall

[6] . Robinson

[7] . Mathai

[8] . Mishra

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

متن کامل