بازاریابی خدمات بانکی دارای سه رکن می باشد:

  • بازارشناسی: شناسایی و مطالعه کامل ابعاد نظام حاکم بر بازار خدمات بانکی:
  • خدمات بانک ها در حال حاضر و نقاط قوت و ضعف آنها
  • انتظارات، خواسته ها، ایده ها و نظرات مشتریان از خدماتی که دریافت می کنند
  • شرایط اقتصادی، تاٌثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی ، سیاست های دولت و تحولات جهانی بر خدمات بانکی
  • یافتن بانک های موفق و الگو برداری از آنها

 

  • بازارسازی: پس از شناسایی زوایای مختلف بازار و عوامل اثرگذار بر آن، به کمک تکنیک های ساده و پیچیده بازاریابی جهت ایجاد و افزایش سهم بازار– سهم مشتری و سهم فرصت به مقصود

افزایش منابع و منافع بیشتر و بهتر کوشید. بازارسازی در نظام بانکی نیازمند شناخت و درک مشتریان داخلی ( کارکنان ) و مشتریان بیرونی و ارتباط درست با آنها و پاسخ گویی به نیازها و خواسته هایشان می باشد.

  • بازارداری: یکی از کلیدی ترین وظایف بازاریابی در نظام بازار به ویژه نظام بانکی ایران، حفظ سهم بازار به مدد ارتباط پایدار با مشتریان و تبدیل مشتریان عادی به مشتریان وفادار و سودآور می باشد ( بزرگی و نورالدین ، 1391)

 

2-2-4 فرآیند بازاریابی بانکی

  • درک رسالت بانک و تأثیر بازاریابی در تحقق آن
  • تعیین اهداف بازاریابی
  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  • جمع آوری و تحلیل اطلاعات مربوط به نقاط قوت و ضعف عملکرد کارکنان و سازمان و تمهیدات محیطی (تحلیل جایگاه)
  • تدوین راهبردهای بازاریابی با در نظر داشتن این نکته که اساساً بانک به دنبال ارضای چه نوع نیازهایی می باشد و این نیازها متعلق به چه افرادی می باشد.
  • اجرای راهبردهای بازاریابی
  • تعیین معیارهای اندازه گیری عملکرد
  • ارزیابی فعالیت های بازاریابی در فواصل زمانی معین و ایجاد تغییردر آنها ( کارخانه ای و نظری ، 1381)

 

2-3 مشتری و تأثیر آن در نظام بانکی

مشتری، شخص یا اشخاص و یا سازمان هایی هستند که با دیگری قرار داد می بندند تا او کالا یا خدمتی ارائه کند. مشتری کسی می باشد که پس از سهامدار قرار می گیرد و پول وارد سازمان می کند. نبود مشتری به معنی نبود درآمد و سود و در نهایت برابر با نبود سازمان خواهد بود (شیرزاد نوری ، 1386)

آن چیز که که برای بانک های امروزی ارزش تلقی می گردد، “ایجاد ارتباط مستمر با مشتری و نگهداری آنها برای مدت زمان طولانی و خلق مشترک تجارب با آنها” می باشد و بانک هایی موفق هستند که بتوانند “مشتریان تمام عمر” برای خود ایجاد نمایند. دلیل اهمیت قائل شدن بیش از حد برای مشتری با در نظر داشتن پژوهش های و مطالعات گسترده ای که در سازمان ها و مانند بانک ها در این خصوص صورت گرفته بسیار روشن مانند:

  • بازگشت سرمایه در بانک های مشتری مدار 17 درصد و در بانک های معمولی 11 درصد می باشد.
  • سود فروش در بانک های مشتری مدار 9.2 درصد و در بانک های معمولی 5 درصد می باشد .
  • هزینه جذب مشتری جدید بین 5 تا 11 برابر نگهداری یک مشتری قدیمی می باشد.
  • 98 درصد مشتریان ناراضی بدون شکایت و بدون اطلاع قبلی بانک را ترک کرده و به سوی رقیب می طریقه ( شاملو ، 1390)

مشتری در نظام بانکی متمایز از شرکت ها  و موسسات تولیدی و خدماتی می باشد. در شرکت های تولیدی مشتری خریدار کالا، کالاهای خریداری خود را در منزل، محل کار یا جاهای دیگری مورد بهره گیری قرار می دهد. همچنین شرکت های خدماتی پس از ارائه خدمات و دریافت دستمزد ارتباط ی آنها در این مرحله به پایان می رسد در حالیکه بانک ها به عنوان نهاد مالی سپرده پذیر یا واسطه بین وجوه، از یک طرف مازاد سرمایه یا وجوه سپرده گذاران را جمع آوری و از طرف دیگر در اختیار مصرف کنندگان قرار می دهند. اما آن چیز که که بانک ها را از این شرکت ها و مؤسسات تولیدی و خدماتی متمایز می سازد این می باشد که بانک ها وجوهی را که در اختیار سرمایه گذاران قرار می دهند مجددا به بانک ها برگشت می دهند. در واقع مصرف کنندگان، تامین کنندگان منابع بانک ها نیز هستند. از آنجا که مصرف کنندگان وجوه دریافتی را مجدداً در سیستم بانکی وارد می کنند لذا شعب بانک ها بایستی در جذب مشتریان سپرده گذار و مصرف کننده توجه کافی مبذول دارند ( کارخانه ای و نظری، 1381)

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

متن کامل