هاپکتیز معتقد می باشد برای آنکه مباحث مسئولیت اجتماعی شرکت موثر واقع گردد و صدای آن به گوش شرکت‌ها برسد بایستی زبان مشترکی اختیار نمود. ” فلیپ کاتلر ” و ” ناشی لی ” معتقد هستند که مسئولیت اجتماعی شرکت به معنای احساس تعهد در برابر افزایش رفاه جامعه به وسیله فعالیت های اقتصادی داوطلبانه و تخصیص منابع شرکت می باشد (صفدری، 1388، 36).

مسئولیت اجتماعی، فراتر رفتن از چارچوب حداقل الزامات قانونی می باشد که سازمان ها در آن فعالیت دارد در واقع مسئولیت اجتماعی رویکرد متعالی به کسب و کار می باشد که تاثیر اجتماعی یک سازمان بر جامعه چه داخلی و چه خارجی را مد نظر قرار می دهد و هدف اصلی آن گردهم آوردن تمامی بخش ها اعم از دولتی، خصوصی و داوطلبان جهت همکاری با یکدیگر می باشد تا از یک سو موجب همسویی منافع اقتصادی با محیط زیست و از سوی دیگر سبب توفیق، رشد و پایداری کسب و کار گردد (احمدی زاده، 1387). مسئولیت اجتماعی حاکمیت اخلاق را به دنبال دارد، یعنی در چارچوب مسئولیت اجتماعی سازمان کارهایی را که برای جامعه خوب و مفید و مناسب می باشد انجام داده و از اموری که برای اجتماع می توان زیان آور باشد دوری می کند (عظیمی، خاک تاریک، 52، 1387).

در این فصل مبانی نظری و پیشینه پژوهش در سه بخش به تبیین زیر گنجانده می گردد:

بخش اول: مبانی نظری مسئولیت پذیری اجتماعی.

بخش دوم: مبانی نظری تمکین مالیاتی.

بخش سوم: پیشینه پژوهش.

بخش اول: مبانی نظری مسئولیت پذیری اجتماعی

2-2-         تعاریف مسئولیت اجتماعی

پیچیدگی عوامل و متغیرهای تاثیر گذار بر پدیده هایی که به نوعی به اجتماع باز می گردند ارائه تعریف واحدی از آنها را غیر ممکن ساخته می باشد. مسئولیت اجتماعی نیز از این امر مستثنی نمی باشد. اما در اینجا از چند نظریه پرداز مدیریت تعاریفی را ارائه می دهیم :

گریفین و بارنی مسئولیت اجتماعی را چنین تعریف می کنند: “مسئولیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی می باشد که سازمان بایستی در جهت حفظ، مراقبت و کمک به جامعه ای که در آن فعالیت می کند، انجام دهد” (مشبکی، شجاعی، 1389، 42).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

فرنچ و ساورد نیز در کتاب “فرهنگ مدیریت” در خصوص مسئولیت اجتماعی می نویسند: “مسئولیت اجتماعی، وظیفه ای می باشد که بر عهده موسسات خصوصیاست، بر این مبنا که تاثیر سوء بر زندگی اجتماعی که در آن کار می کنند، نگذارند. اندازه این وظیفه عموما، مشتمل می باشد بر وظایفی زیرا: آلوده نکردن، تبعیض قائل نشدن در استخدام، نپرداختن به فعالیت های غیر اخلاقی و مطلع کردن مصرف کننده از کیفیت محصولات. همچنین وظیفه ای می باشد مبتنی بر مشارکت در زندگی افراد جامعه” (مشبکی، شجاعی، 1389: 42).

کیت دیویس درمورد مسئولیت اجتماعی معتقد می باشد: “مسئولیت اجتماعی یعنی نوعی احساس تعهد به وسیله مدیران سازمان های تجاری بخش خصوصی که به آن گونه تصمیم گیری کنند که در کنار کسب سود برای موسسه، سطح رفاه کل جامعه نیز بهبود یابد.” (عراقی و یقین لو، 1383: 66).

رابینسون می گوید: مسئولیت اجتماعی یکی از وظایف و تعهدات سازمان در جهت منتفع ساختن جامعه می باشد ؛ به نحوی که هدف اولیه سازمان یعنی به حداکثر رساندن سود را صورتی متعالی بخشد (کاوسی و طلوعی، 1386: 18).

ساموئل سترومکس داگلاس در کتاب تجارت می گویند: “مسئولیت اجتماعی از تعهدات مدیریت می باشد که علاوه بر حفظ و گسترش منافع سازمان، در جهت رفاه عمومی جامعه نیز انجام می گیرد” (عزیزی، باقری، 1389: 98).

مهدی ایران نژاد در کتاب مسئولیت های اخلاقی و اجتماعی مدیریت، مسئولیت اجتماعی را این گونه تعریف می نماید: “مسئولیت اجتماعی، تعهد تصمیم گیران برای اقداماتی می باشد که به گونه کلی علاوه بر تأمین منافع خودشان، موجبات بهبود رفاه جامعه را فراهم می آورد.” در این تعریف عناصر چندی هست :

  • مسئولیت اجتماعی یک تعهد می باشد که موسسات بایستی در قبال آن پاسخگو باشند.
  • موسسات مسئول هستند که از آلوده کردن محیط زیست، اعمال تبعیض در امور استخدامی، بی توجهی به تامین نیازهای کارکنان خود، تولید کردن محصولات زیان آور و نظایر آن که به سلامت جامعه لطمه می زند بپرهیزند. سرانجام سازمان ها بایستی با اختصاص منابع مالی در بهبود رفاه اجتماعی مورد قبول اکثریت جامعه بکوشند. این قبیل عبارتند از: کمک به فرهنگ کشور و موسسات فرهنگی و بهبود کیفیت زندگی (عزیزی، باقری، 1389: 99).

گراهام و کترا عقیده دارند: “طرفداری از محیط خارجی اختیاری نبوده بلکه بخش مهمی از فرایند کسب و کار به حساب می آید” (کاوسی، چاوه باشی، 1388: 12).

استوارت و سالمون، مسئولیت اجتماعی را چنین تعریف می کنند: “شیوه ای از مدیریت که طبق آن، سازمان ها فعالیت هایی را که اثر مثبتی بر جامعه و ترفیع کالاهای عمومی داشته باشد انجام می دهد، در واقع استوارت و سالمون خواهان حذف آثار منفی سازمان بر جامعه بوده و کوشش داشتند تا بتوانند در توجه و رفتار مصرف کنندگان تغییر ایجاد کنند.” (کاوسی، چاوشی باشی، 1388: 12).

مسئولیت پذیری یعنی ارزش قائل شدن برای ارتباطات به هم وابسته می باشد که بین سازمان، گروه های ذی نفع، نظام اقتصادی و جوامع مرتبط هست. مسئولیت پذیری اجتماعی وسیله می باشد برای بحث تعهداتی که یک سازمان بایستی نسبت به جامعه خود داشته باشد ؛ شیوه ای می باشد برای پیشنهاد ایده های سیاست گذاری در مورد اقدام به تعهدات ذکر گردیده و نیز ابزاری می باشد که به کمک آن وظایف جانبه سازمان و جامعه را در اقدام به تعهدات معین نمود. به گونه اختصار، مسئولیت پذیری اجتماعی بر ارتباطات یک سازمان با ذی نفعشان تاکید می کند (chandler, 2006:10).

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

متن کامل