معنای لغوی اصطلاح «سبک تفکر» شیوه اندیشیدن، مدل فکر کردن و ذخیره و پردازش اطلاعات در ذهن می باشد (اتکینسون، 1998). اصطلاح سبک‌های تفکر توسط استرنبرگ (1997) به شیوه‌های متفاوتی که افراد برای پردازش اطلاعات به کار می‌برند، اطلاق گردید. ازنظر او، سبک تفکر درواقع روش رجحان یافته تفکر می باشد. سبک شیوه‌ای برای تفکر می باشد. اصطلاح سبک مترادف با توانایی نیست، بلکه شیوه‌ای برای به‌کارگیری توانایی فرد می باشد. فرق بین سبک و توانایی امری دشوار می باشد. توانایی به این امر تصریح دارد که فرد چقدر خوب می‌تواند کاری را انجام دهد، اما سبک به این امر تصریح دارد که فرد دوست دارد کار را چگونه انجام دهد. بدین ترتیب، دو فرد با توانایی‌های یکسان ممکن می باشد سبک‌های متفاوتی داشته باشند که این سبک‌های متفاوت نه خوب هستند و نه بد، بلکه فقط متفاوت‌اند. استرنبرگ با طرح نظریه خودگردانی ذهنی[1] این ایده را مطرح نمود که افراد در برخورد با مسائل و جایگاه‌های جدید، شیوه‌هایی را بر شیوه‌های دیگر ترجیح می‌دهند، یعنی به‌گونه آگاهانه تفکر خود را سازمان‌دهی می‌کنند (استرنبرگ، 1997). به نظر بعضی از محققان فرق بین سبک تفکر و سبک شناخت زیاد روشن نیست. چنانکه بعضی سبک تفکر را عنصری از عناصر چندگانه شناخت بشر ذکر کرده‌اند (گالیان[2]، 1998). برای سبک تفکر تعاریف گوناگونی تصریح‌شده می باشد که در اینجا چند تعریف ذکر می گردد:

روش‌هایی که افراد آن را برای خود مناسب می‌یابند (استرنبرگ و گریگورنکو[3]، 1993). فرایند شناخت درونی که گاهی اوقات می‌تواند به‌صورت رفتار بیرونی خود را نشان دهد (مایر،1990). جایگزینی و پردازش اطلاعات در ذهن (استرنبرگ، 1995). خود مدیریتی هوش و آن چیز که شخص ترجیح می‌دهد انجام دهد و نحوه‌ای که دوست دارد آن را انجام دهد (لی و تاسی[4]، 2004)؛ سبک‌های تفکر ابزاری قوی برای افراد هستند تا به آن وسیله آن‌ها بتوانند خود و دیگران را درک کنند و مهارت‌های اجتماعی خود را بهبود بخشند (استرنبرگ، 1998).

هریسون و برامسون (2002) عقیده دارند که عدم تطابق بین یادگیری و تفکر به تفاوت‌های فردی نسبت داده می گردد که البته صحیح‌تر آن می باشد که تفکر به شخصیت افراد نسبت داده گردد، آن‌ها این‌گونه استدلال می‌کنند که سبک‌های تفکر مکمل مجموعه راهبردهای مفهومی و عینی افراد هستند. در سازمان‌هایی که ارتباطات قوی و تنگاتنگ بین افراد باعث ایجاد خلاقیت و موفقیت می باشد، مقوله سبک‌های تفکر کارایی بسیار دارد. در یک محیط گروهی اطلاع از شناخت، طرز گفتار و رفتار افراد درون گروه برای افزایش کارایی بسیار مؤثر می باشد. مقصود از شناخت، فرایندهای ذهنی و فکری افراد می باشد.

اینکه افراد ترجیح می‌دهند، چگونه بیندیشند، می‌تواند به‌اندازه این‌که تا چه حد خوب می‌اندیشند، مهم باشد. سبک‌ها ما را قادر می‌سازند، به توانایی‌های خود پی ببریم و متناسب با آن‌ها شغلی را انتخاب کنیم؛ افراد با سبک‌های تفکر متفاوت، مایل‌اند از توانایی‌هایشان به طرق مختلف بهره گیری کنند و متناسب با نوع تفکرشان، واکنش‌های متفاوت ارائه دهند. سبک‌های تفکر مانند ساختارهای دیگر، مثل سبک‌های یادگیری و سبک‌های شناختی به‌عنوان یکی از زیر ساختارهای سبک عقلانی به شمار می‌رود (ژانگ[5] و استرنبرگ، 2006). یک سبک خاص وجود ندارد، بلکه شماری از سبک‌ها وجود دارند. افراد ممکن می باشد توانایی‌های مشابهی داشته باشند، اما سبک‌های تفکرشان متفاوت باشد؛ اما جامعه همیشه با در نظر داشتن توانایی‌های یکسان افراد، یک‌جور در مورد آن‌ها قضاوت نمی‌کند. افرادی که سبک تفکرشان در جایگاه‌های خاص متناسب با انتظارات جامعه می باشد، به‌عنوان کسانی که دارای سطوح بالای توانایی هستند، مورد قضاوت قرار می‌گیرند. علی‌رغم این واقعیت، آن چیز که مطرح می گردد، توانایی نیست، بلکه انطباق سبک‌های تفکر آنان با وظایفی می باشد که به عهده‌دارند. غالباً وظایفی که به افراد محول می شوند را می‌توان طوری ارائه داد که با سبک‌های تفکر آنان انطباق داشته باشد، یا اینکه آن‌ها سبک تفکرشان را متناسب با آن وظایف تعدیل نمایند. درک سبک‌های تفکر به افراد کمک می کند که بهتر دریابند که چرا بعضی از فعالیت‌ها برای آن‌ها متناسب هستند و بعضی دیگر مناسب نیستند و اینکه چرا در بعضی از افراد این هماهنگی هست، اما در عده‌ای دیگر وجود ندارد (استرنبرگ، 1997). در طول قرن گذشته مسئله تفکر و سبک تفکر موردتوجه ویژه‌ای قرارگرفته می باشد. یک سبک، شیوه‌ای برای تفکر فرد می باشد. افراد با سبک تفکر ویژه‌ی خودشان در مورد چگونگی انجام کارها فکر می‌کنند، سبک‌های تفکر به شیوه‌های ترجیحی افراد در بهره گیری از توانایی‌های فردی تصریح می کند شناخت سبک‌های تفکر به افراد کمک می کند تا آن‌ها فکر خود را به‌مقصود سازگاری با سبک‌های تفکر مختلف تعدیل کنند و درعین‌حال در ارتباطات خود موفق شوند (استرنبرگ،1997).

[1]– Mental self – government

[2]– Galian

[3]– Grigorenko

[4]– Lee & Tasi

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[5]– Zhang

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

متن کامل