از طرفی دیگر دنیسون معتقد می باشد فرهنگ سازمانی تصریح به ارزش­های زیربنایی، باورها و اصولی دارد که بعنوان مبنایی برای سیستم­های مدیریت سازمان، عملکردها و رفتارها در نظر گرفته می گردد. بطور کلی وجه مشترک این تعاریف و تعاریف دیگری که از فرهنگ سازمانی صورت پذیرفته، وجود یک سلسله باورها، اعتقادات و ارزش­های مشترک بین اعضای یک سازمان می باشد. از این رو فرهنگ سازمانی، نظام باورها و ارزش‌های مشترکی می باشد که در یک سازمان به وجود می‌آید و رفتار افراد آن سازمان را هدایت می کند( دنیسون،2000).

فرهنگ سازمانی را به گونه­های متفاوت اما مفهومی تقریباً واحد توصیف کرده­اند. در یکی از تعاریف، فرهنگ سازمانی را عبارت از الگوی عمومی رفتارها، باورها و تلقی­های مشترک و جمعی و ارزش­هایی، که اکثر اعضای سازمان در آن سهیم و شریک­اند دانسته­اند. در تعریفی دیگر فرهنگ سازمان به عنوان یک سلسله مفاهیم مشترک، باورهای یکسان، نمادها و آداب رسومی اظهار شده می باشد که در طول زمان شکل گرفته­اند و موجب انسجام و همبستگی گروهی در سازمان هستند(الوانی، 1388 :42).

فرهنگ سازمانی مطابق با تعریف هافستد مفهومی چند بعدی می باشد که به صورت تاریخی تعیین و به صورت اجتماعی ساخته می گردد (مکینتاش[2]،2010). از طرفی فرهنگ سازمانی به گونه دائم به عنوان یک دارایی عیان از تعاملات انسانی در حال ومذاکره شدن می باشد.ارزشها و اعتقاداتی که از این مذاکرات حاصل می شوند و فعالیت های میان اعضای گروه منبعی خواهد گردید برای ارجاع و فهمیدن اینکه چه چیز قابل قبول و چه چیز غیر قابل قبول برحسب رفتارهای درست وغلط در سازمان می باشد. ارزشها واعتقاداتی که زمینه فرهنگ سازمانی هستند ،به احتمال قوی نشان دهنده موارد مهم و اساسی مد نظر موسسان یا رهبران و یا کسنی که مسول تدوین رسالت سازمان بوده اند می باشد ومسلماّ این اعتقادات و ارزشها در رفتار آنها نیز قابل نظاره می باشد (مکینتاش،2010: 108).

شین فرهنگ سازمانی را مفروضات، ارزشها و هنجارهای مشترک می داند. فرهنگ سازمانی یک مزیت رقابتی پایدار می باشد و تحقیقات تجربی نشان می دهد که فرهنگ سازمانی عامل کلیدی در اثربخشی سازمانی می باشد(سید نقوی و همکاران،1389 : 12).

بر اساس چارچوب فرهنگ ارزش های رقابتی چهار نوع فرهنگ ارائه شده می باشد. گونه های فرهنگی مذکور عبارتند از:

فرهنگ گروهی: این فرهنگ بر انعطاف پذیری و تمرکز بر محیط درونی سازمان تأکید دارد و هدف سازمان تأکید بر فرهنگ گروهی به مقصود حفظ گروه هاست.وابستگی، اعتماد و مشارکت ارزش های هسته ای آن می باشد. جهت گیری آن به سمت بهبود منابع انسانی، شرکت در گروه، در نظر داشتن ایده ها، پای بندی و تعهد و عضویت می باشد. رهبران کوشش در مشارکت جویی، ملاحظه کاری و طرفداری و تسهیل تعاملات ازطریق کار تیمی دارند(رابینز،۱۳8۹ : ۳۷۱).

فرهنگ توسعه ای: این فرهنگ بر انعطاف پذیری و تغییر و تمرکز بر محیط بیرون تأکید دارد و گرایش آن در راستای رشد، خلاقیت، نوآوری و سازگاری دائم با محیط بیرونی می باشد. رهبران کوشش در کارآفرینی و ایده آل بودن و ریسک پذیری و توسعه چشم انداز آتی سازمان دارند.

فرهنگ عقلایی: این فرهنگ هم بر جهت گیری درونی وهم روی محیط بیرونی سازمان متمرکز می باشد و تأکید بر بهره وری، عملکرد ، نیل به هدف دارد . سازمان بر فرهنگ عقلایی به مقصود استمرار و نیل به اهدافی که خوب تعریف شده اند، تأکید می کند و رهبران کوشش بر اداره امور، هدف گرایی، ابزارگرایی و وظیفه گرایی دارند.

فرهنگ سلسله مراتبی: این فرهنگ بر اثربخشی درونی، هماهنگی و یکنواختی تأکید دارد؛ گرایش آن به قوانین و استانداردها می باشد . رهبران در این نوع فرهنگ محافظه کار و محتاط بوده و توجه ویژه ای به مسائل فنی دارند و معیار اصلی اثربخشی آن شامل کنترل، ثبات و کارایی می باشد(مرادی آیدیشه و همکاران، 1390: 94).

2-3-2-دیدگاه شاین[3] در مورد فرهنگ سازمانی

شاین سه نوع فرهنگ مدیریتی را اظهار می کند این فرهنگ ها عبارتند از:

متصدیان (فرهنگ متصدی): گروهی که به نوعی با ما کار می کنند، متصدیان نامیده می شوند و نیز به مدیران صف و کارگرانی که در ساخت و تحویل تولیدات و خدماتی که رسالت اصلی سازمان را به انجام می رسانند دخالت می کنند، گفته می گردد.

فرهنگ مهندسی: در هر سازمانی مرکز تکنولوژیکی زمینه سازمان را تشکیل می دهد و این تکنولوژی بوسیله چندین نوع از مهندسین که دارای یک فرهنگ کاری مشترک می باشند طراحی و نظارت می گردد برای مثال طراحان سیستم های تکنولوژی اطلاعات، برنامه های نرم افزاری را طراحی می کنند. طراحان سیستم های مالی یا پژوهشگران برنامه ریزی بازاریابی نیز وابسته به این گروه کاری می باشند یعنی شامل فرهنگ مهندسی می باشند. در این نوع فرهنگ، سیستم های برتر، ماشین ها، قوانین روتین که بطوری خودکار اقدام می کنند، کاملاً معتبر می باشند(میرسپاسی و زاهدی، 1381: 73).

فرهنگ اجرایی (هیئت رئیسه): اگر کسی در سازمانهای وسیع جهانی جستجو کند، یک اجتماع از دفاتر (مدیریت اجرایی) را شناسایی خواهد نمود که مفروضاتی مانند وقایع روزانه، وضعیتها و تأثیر شان مشترک می باشد از نردبان ترقی در این موقعیتها بالا می طریقه. ماهیت این تأثیر قابلیت جوابگویی مالی به سهامداران می باشد و بیشتر در حفظ سهام تجلی می یابد (ایران زاده و همکاران، 1390: 56).

1 Organizational culture

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[2] MacIntosh

[3] Schien

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

متن کامل