2-نظریه برابری:مقایسه نتایج حاصل از کار به نهاده هایش در آن کار با دیگران، نتایج:دستمزد-پاداش-مقام سازمانی، نهاده ها:سن-جنس-تحصیلات-جایگاه اجتماعی-اندازه کوشش
3-نظریه اسناد:تأثیر برداشتها و ادراکات فرد  در انگیزشش به کاررا مطالعه می کند.
2-1-1-9) انگیزش در اقدام:
طراحی شغل مناسب ترین جایگاه برای کاربردی ساختن نظریه های انگیزش می باشد.
1- مهندسی شغل: از جهت انگیزش متکی بر پاداش های مساوی و کاهش خستگی در فرد می باشد.
2-توسعه شغل: با متنوع ساختن شغل و خارج کردن شغل از حالت یکنواختی.
3-چرخش شغل: آشنایی بیشتر با مشاغل و ایجاد تنوع و گوناگونی و در نهایت ایجاد انگیزه.
4-غنی سازی شغل : شغل بایستی غنی، با معنی و گونه ای طراحی گردد تا خود کنترلی، استقلال، مسئولیت پذیری  را در افراد ایجاد کند.

5-مشاغل گروهی: استقلال درگروه و نکات مثبت تصمیم گیری وحضور در گروه باعث انگیزه می گردد.
6-خصوصیات مطلوب شغلی: هدف اصلی این بحث این می باشد که خصوصیات مطلوب شغلی به تنهایی سبب ایجاد انگیزه نمی گردد، بلکه شخصیت، فرهنگ و حالات روانی فرد را نیز بایستی در نظر بگیریم، بخصوص مطالعه های جدید اظهار می کند که بایستی ادراک فرد از شغل را در نظر بگیریم و بر اساس طرز تلقی فرد به طراحی شغل بپردازیم.
7- الگوی اقتضایی انگیزش:
نظری وسیع تر  و همه جانبه تر به مسئله انگیزش دارد و سه تقسیم بندی دارد:
شاغلین: کارکنان با نیاز های رشد و تعالی –کارکنان با نیاز های سطح پایین
شغل: مشاغل توسعه یافته، غنی و با مفهوم-مشاغل ساده و یکنواخت
سازمان: انعطاف پذیری و انسانی- ماشینی و بروکراتیک

2-2)تعاریف دیگر از سبک رهبری :

اگر چه «رهبری» به عنوان توانایی ذاتی برای تأثیر گذاری بردیگران از طریق کنترل رفتارهای سایر اعضای     گروه ،  مورد توجه قرار گرفته می باشد ،« سبکهای رهبری[1]» تکامل یافته وچیزی فراتر از نفوذ بوده و مباحثی همچون ایجاد انگیزه و توانایی در افراد برای دستیابی به اهداف سازمان در آن مطرح می باشد با در نظر داشتن اثرات تعاملی رهبران وپیروان چند نوع سبک رهبری توسط صاحب نظران مورد توجه قرار گرفته می باشد :

«رهبری وظیفه مدار» «رهبری اجتماعی– عاطفی» «رهبری تعاملی» «رهبری مشارکتی»   «رهبری استبدادی»

الف ) رهبری وظیفه مدار[2]:

شامل طیف گسترده ای از رفتار هاست که بعضی از آنها عبارت می باشد از : محول کردن مشاغلی خاص به پیروان ، تاکید بر انجام کار در زمان مقرر، کنترل پیروان با بهره گیری از قوانین و مقررات صریح ، فشار بر پیروان به مقصود سختکوشی در کار . بنابر این یکی ار مهمترین جنبه های رهبری وظیفه مدار ، اعمال فشار می باشد ، فشار وارد کردن به پیروان برای سختکوشی و حفظ استانداردهای کیفی با بهره گیری از نمونه برداری از کارشان،پایش عملکرد آنها،   وتعین زمان پایان کار و تاکید بر انجام کار در وقت معین شده .

ب) رهبری اجتماعی عاطفی[3]:

در بر گیرنده طیف وسیعی از رفتار هاست که بعضی از آنها عبارتند از: فراهم کردن مشوق ها برای پیروان و حفظ روابط مطبوع رهبر– پیرو که در بردارنده اعتماد متقابل می باشد، تکریم به ایده های پیروان و در نظر داشتن احساسات و عواطف آنها . رهبری اجتماعی – عاطفی همچنین شامل برخورد منصفانه با پیروان  و کاهش سطح استرس در آنها ، قدر دانی از کوشش پیروان و طرفداری از پیروان از طریق در نظر داشتن وضعیت رفاهی آنها می گردد . بنابر این یکی از مهمترین جنبه های رهبری اجتماعی–عاطفی،رفتارحمایتی می باشد ، که بر تمامی رفتار های رهبر سایه می افکند. (Casimir& Ngee.2110.P.502)

«گرینلیف[4]» (1977 میلادی)مفهوم رهبری خدمتگزار[5]را برای اولین بار در ادبیات سازمان ومدیریت وارد نمود . رهبری خدمتگزار بعنوان رهبری که به بر انگیختن و هدایت پیروان تمایل دارد ، امید واری می دهد ، و از طریق ایجاد روابط کیفی دیگران را مورد تفقد قرار می دهد؛ تعریف شده می باشد .

«اهر هارت»[6] (2004 میلادی ) رهبری خدمتگزار را در غالب دو سازه اصلی قرار می دهد :

رفتار اخلاقی ؛ در نظر داشتن زیر دستان .

رهبر خدمتگزار به شیوه ای اخلاقی اقدام می کند و زیر دستان را برای رشد و موفقیت ، هم از منظر شخصی و هم از جهت حرفه ای ، تشویق نموده و توانمند می سازد .( Schneider and GeorGe.2011.P.63)

در تحقیقات معاصر ، عمده ی  توجهات ، تمرکز بر روی کشف رفتار هایی می باشد که رهبری اثر بخش را موجب می گردد .

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ج ) سبک «رهبری تحول آفرین[7]» و «رهبری تعاملی[8]» :در اواخر دهه 1970 میلادی مورد طرفداری قرار گرفت . «برنز[9] » تئوری جامعی را برای تشریح رفتار های رهبران سیاسی با بهره گیری از دو مفهوم «تحول آفرین» و«تعاملی» ایجاد نمود. برنز رهبران تعاملی را به عنوان کسانی که بر استانداردهای کاری تاکید دارند و دارای اهداف وظیفه مداری هستند معرفی می کند . رهبران تعاملی رهبری خود را در درون مرزهای سازمانی به انجام می رسانند و به قوانین ومقررات موجود اعتقاد دارند، و هدف آنها اطمینان یافتن از این موضوع می باشد که تمامی وظایف سازمانی بصورت منظم در موعد مقرر به اجرا در آمده اند . قدرت ، اختیار و کنترل در این نوع رفتار ریشه می دوانند ، زیرا که اهداف سازمانی از طریق پاداش دادن و یا تنبیه زیر دستان در قالب سبک تعاملی پیدا می کند.

بیشتر تحقیقاتی که به مقابله با رویکرد تعاملی برخواسته اند به سبک رهبری تحول آفرین متمایل گشته اند از این رو صفات مشخصه ی مشترکی با ارزش های الهام بخشی به تعریف رهبری نسبت داده گردید. ویژگی های رهبری تحول آفرین با پرورش و مراقبت مرتبط شدند به گونه ای که تأثیر رهبران تحول آفرین نوعاٌ به عنوان توانایی مورد ملاحظه قرار دادن وایجاد پیروانی که ظرفیت بالقوه خود را بالفعل درآورند مورد توجه قرار گرفته می باشد.رهبران به جهتی گرایش پیدا کردند که با بهره گیری از شیوه های مختلف نسبت به تشویق وایجاد انگیزه در پیروان اهتمام نمایند. بر این اساس پرورش روحیه خود ارزشمندی واعتمادبه نفس در میان زیر دستان وجه ممیزه ی سبک رهبری تحول آفرین می باشد.(jobulu, 2010, Pp.706-7) .

«باس» وهمکارانش (1994و 1996 میلادی) بر اساس کار اولیه«برنز » نتیجه گیری کردند که در سبک رهبری تعاملی بین رهبر وپیرو مبادله ای انجام می شود که بر اساس آن ، افراد بر مبنای عملکرد کاری شان پاداش   می گیرند یا تنبیه می شوند. صفات مشخصه عاملیت و سبک مستبدانه که قدرت و کنترل عنصر ضروری هستند ، اغلب بوسیله ی رهبران مورد بهره گیری قرار می گیرد.نقاط قوت افراد ، ایجاد توافقات با زیر دستان در قالب تشریح پاداش ها ، محرک های انگیزشی و نتایجی که در زمانی که کارها انجام می گردد ، بایستی مشخص گردد.

سبک رهبری تحول گرا مرکب از رفتار هایی می باشد که ویژگی های رفتاری مشترکی همچون تقویت کارتیمی ، بهبود مهارت زیر دستان و طرفداری از افراد در جهت دستیابی به اهداف را مورد توجه قرار می دهد . این ویژگی ها برای رهبر تحول آفرین اصیل ، امری بایسته می باشد؛ زیرا که آنها با ایجاد تعهد و بهره وری اعضای سازمان کمک می نمایند (Jogulu,2010,P.707)

تعاریف دیگر سبکهای  رهبری: 

سبک رهبری وظیفه مدار : این سبک  به شدت طرفدار کار وبسیار کمتر در نظر داشتن کار مند دارد ، کارکنان دقیقاً می دانند که سازمان از آنها چه توقعی داردودر این راستا دستورات روشنی از طرف رهبر ابلاغ می گردد.

سبک رهبری تعامل گرا: در این سبک رهبر همزمان هم به مقوله کار وکارمند توجه شدید دارد و ارتباط بین رهبر و کارمند دوستانه می باشد.

سبک رهبری تحول گرا: در این سبک رهبر دخالتی در امور ندارد و اختیارات بطور کامل به زیر دستان واگذار می گردد زیرا تصور بر این می باشد که زیر دستان دارای شایستگی کافی برای تشخصیص جایگاه و انجام وظایف هستند .این سبک بر مبنای تئوری  Yشکل گرفته می باشد

سبک رهبری مشارکتی : در این سبک رهبر شدیداً طرفدار کارمند و کم در نظر داشتن کار می باشد و از کارمند نطر خواهی زیاد می گردد لذا در خصوص اخذ تصمیمات نهایی تفویض اختیار نمی گردد.

[1] Leadership Styles

[2] Sask- Oriented Leadership

[3] Socio – emotional Leadership

[4] Greenleaf

[5] Servant Leadership

[6] Ehrhart

[7] Transformation Leadership

[8] Transactional Leadership

[9] Burns

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

متن کامل