مفاهیم ساختار،‌ رفتار، عملکرد (SCP[1]) بازار تحت عنوان عناصر سه گانه بازار در ادبیات اقتصاد مطرح هستند که نحوه ارتباط این عناصر و چگونگی اثرگذاری متقابل آنها مورد اختلاف نظر اقتصاددانان و مکاتب مختلف اقتصادی می باشد. مطالعات اولیه پیرامون ارتباط بین عناصر سه گانه بازار در آغاز توسط مکتب «ساختار گرایی» مطرح گردید. این مکتب با معرفی مفهوم موانع ورود و تاثیر آن بر رفتار و عملکرد اقتصادی بنگاه حایز اهمیت ساختار بازار تاکید نمودند و عقیده دارند بنگاه ها در صنایع متمرکز به گونه متوسط دارای نرخ سودآوری بیشتری هستند و به گونه کلی سودآوری بنگاه ها در صنایع مختلف همبستگی مثبتی با ویژگی های ساختاری بازار مثل سطح تمرکز دارد. بر اساس این رویکرد، عملکرد بازار که با شاخص هایی مثل سودآوری، رشد و پیشرفت فنی قابل اظهار می باشد، کاملاً تحت تاثیر رفتار بنگاه ها و رفتار نیز متاثر از ساختار بازار شکل می گیرد. ساختار بازار نیز اکثراً متاثر از اندازه نسبی و مطلق بنگاه ها و نیز شرایط حاکم بر بازار برای ورود بنگاه های جدید و یا امکان خروج آسان و کم هزینه بنگاه ها از بازار و کشش قیمتی تقاضای بازار می باشد. بر اساس این رویکرد رای علیت میان عناصر بازار از ساختار، به رفتار و سپس عملکرد میباشد. در واقع پیام اصلی فرضیه ساختار- رفتار عملکرد این می باشد که نسبت تمرکز بالاتر به سودآوری بیشتر منجر میشود (صدرایی جواهری، 1390). در نقطه مقابل مکتب ساختار گرایان مکتب شیکاگو[2] قرار دارد که از دهه 50 میلادی در دانشگاه شیکاگو شکل گرفته برخلاف مکتب ساختار گرایان، طرفداران این مکتب جهت علیت را از عملکرد بازار که در کارایی، پیشرفت فنی، نرخ سود آوری، اندازه تولیدع فروش صادرات و اشغال منعکس میشود به رفتار و ساختار می دانند. از سوی دیگر، مکتب رفتارگرایی[3] عقیده دارند می باشد الگوی رفتاری بنگاه ها، عامل اصلی و موثر در شکل گیری عملکرد بازار می باشد (خداداد کاشی 1377). هدف این مطالعه در واقع مطالعه این موضوع می باشد که اندازه تمرکز در صنایع چه نقشی در سودآوری به عنوان یکی از متغیرهای عملکرد یک بنگاه وضعیت اعمال می کند.

4) سوالات یا فرضیه های پژوهش (اظهار روابط بین متغیرهای مورد مطالعه):

-بین اندازه انحصاری بودن و رقابتی بودن صنایع با ارزش افزوده اقتصادی ارتباط معناداری هست

-بین اندازه انحصاری بودن و رقابتی بودن صنایع با بهره وری کار بر حسب هزینه های پرسنلی ارتباط معناداری هست.

-بین اندازه انحصاری بودن و رقابتی بودن صنایع با بهره وری سرمایه بر حسب کل دارایی ها ارتباط معناداری هست

-بین اندازه انحصاری بودن و رقابتی بودن صنایع با بهره وری سرمایه بر حسب دارایی های ثابت ارتباط معناداری هست.

5) چهارچوب نظری پژوهش:

یکی از مباحث بحث برانگیز در اقتصاد صنعتی، بحث ساختار بازار می باشد. ساختار هر بازار، با در نظر داشتن درجه ی تمرکز، موانع ورود و خروج به بازار و صرفه های مقیاس اندازه گیری میشود. گروهی از اقتصاد دانان به ویژه ساختار گرایان عقیده دارند که اندازه ی تمرکز، شاخصی از قدرت بازاری در هر بازار میباشد. در مورد ارتباط ی بین ساختار بازار و سودآوری، با وجود این که متخصصان اقتصاد صنعتی بر ارتباط ی مثبت این دو صحه می گذارند و در این خصوص اتفاق نظر دارند، اما تفسیر آن ها از این ارتباط ی مثبت متفاوت می باشد، که در این به آن پرداخته می گردد. آغاز به مطالعه تمرکز به عنوان معیاری از ساختار و سپس به ارتباط تمرکز (ساختار) و سودآوری (عملکرد) پرداخته می گردد.

تمرکز بازار عبارت می باشد از چگونگی توزیع بازار بین بنگاه های مختلف و یا به بیانی دیگر، تمرکز بازار دلالت بر آن دارد که چه اندازه از کل تولیدات بازار یک محصول معین در اختیار تعداد محدودی از بنگاه های بزرگ می باشد. برای اندازه گیری تمرکز در یک بازار و یا صنعت معین بایستی به تعداد بنگاه ها و اندازه ی نسبی آن ها توجه نمود.

برای اندازه گیری تمرکز در یک بازار آغاز بایستی سه نکته روشن باشد:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

1)تعیین حدود بازار مورد مطالعه، یعنی بر اساس یک روش قابل قبول، بنگاه های مختلف در بازارهای مختلف تقسیم بندی شوند.

2) انتخاب متغیری که بر حسب آن اندازه ی بنگاه ها و بازار ارزیابی گردد.

3) انتخاب یک شاخص آماری برای اندازه گیری اندازه تمرکز

مانند مهمترین شاخص های تمرکز می توان به شاخص های: 1- نسبت تمرکز n بنگاه 2-شاخص هرفیندال- هرشمن 3-شاخص هانا و کی 4-شاخص آنتروپی تصریح نمود.

ارتباط تمرکز و سودآوری

با بهره گیری از معادله ی سود می توان به مطالعه ارتباط میان تمرکز و سودآوری پرداخت. اندازه کل تولید در صنعت را می توان به صورت ارتباط ی زیر نشان داد.

Q=q1+Qi

که در این ارتباط Q اندازه کل تولید صنعت و qi اندازه تولید بنگاه i ام و Qi اندازه تولید کل بنگاه های صنعت غیر از بنگاه i ام را نشان می دهد.

با وجود این که متخصصان اقتصاد صنعتی بر ارتباط ی مثبت تمرکز و سودآوری صحه می گذارند و در این خصوص اتفاق نظر دارند. اما تفسیر آن ها از این ارتباط ی مثبت، متفاوت می باشد. ساختارگرایان عقیده دارند هم بستگی مثبت بین نرخ تمرکز و نرخ سود آوری از طریق نظریه ی قدرت بازاری قابل توجیه می باشد. آنها عقیده دارند ساختار بعضی از صنایع به نوعی می باشد که امکان همکاری و ائتلاف رقبا را فراهم می کند و آنها با در دست گرفتن بازار بر بازار مسلط می شوند و لذا از یک سو نرخ تمرکز افزایش می یابد و نرخ بازدهی بالا برخوردار می شوندع اما طرفداران مکتب شیکاگو به ویژه دمستز بر این امر تاکید دارند که ارتباط ی مثبت تمرکز و نرخ سود آوری ناشی از عملکرد و کارآیی برتر بنگاه های موفق می باشد. دمستز معتقد می باشد کارایی برتر بنگاه های موفق موجب تمرکز بازار در دست آنها گردد و از سوی دیگر به دلیل بالا بودن کارایی این بنگاه ها، نرخ سودآوری آن ها نیز افزایش می یابد و در مجموع ملاحظه می گردد که ارتباط ی مثبتی بین تمرکز و سودآوری مستقر می باشد.

[1] -Structure- conduct- performance

[2] -chicago-u.c.l.a

[3] -behaviouralism

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

متن کامل