(ریچارد ال دفت، ١٩٩٨ ) از پنج سبک تصمیم گیری به تبیین زیر نام می برد:

الف- سبک قاطعیت:

در این سبک، فرد به اطلاعات محدود ومشخص اکتفا می کند ودر پی راه حل منحصر به فردبر می آید .

ب- سبک انعطاف پذیر :

در این سبک، به اطلاعات محدود ومشخصی اکتفا اما راه حل های متعددی ارائه می گردد .دراین سبک سرعت بسیار زیاد می باشد وکانون توجه پیوسته تغییر می کند .

ج –سبک مبتنی بر سلسله مراتب اختیارات :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

در این سبک، بیشترین اطلاعات جمع آوری وراه حل های زیادی ارائه می گردد.در اجرای این سبک کنترل شدیدی اعمال می گردد وسعی می گردد برای رسیدن به بهترین راه حل ازاطلاعاتی بهره گیری گردد که از نظر کیفیت غنی باشد.

د- سبک یکپارچه :

دراین سبک اطلاعات زیادی جمع آوری می گردد اما بااستفاده از آن ها، راه حل های متعددی ارائه می گردد. هدف از این سبک حداکثررسانیدن سود وتاکیدآن برنوآوری وخلاقیت می باشد .

-انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه رابینز:

بر اساس تحقیقات رابینز( ٢٠٠۵ )در مورد سبکهای تصمیم،  چهار دیدگاه فردی متفاوت در تصمیم گیری نشان داده شده می باشد. چارچوب اصلی مدل بر این شناخت استوار می باشد که افراد در دو بعد متفاوتند .

*بعد اول شیوه تفکر= بعضی از افراد منطقی و عقلایی هستند.آن ها اطلاعات را به صورت به هم پیوسته وجزء به جزءپردازش می کنند. پیش روی، بعضی از افراد احساسی و خلاق هستند.آن ها موضوعات را به عنوان یک کل درک می کنند.

بعد دوم درجه تحمل ابهام افراد=بعضی افراد نیاز بالایی به اطلاعات ساختاری دارند درشیوه هایی که ابهام را حداقل می کند. در حالی که دیگران می توانند حجم زیادی از مطالب را در زمان مشابه پردازش کنند. وقتی این دو بعد بر روی نمودار می آید چهار سبک تصمیم گیری را می سازد که عبارتنداز: دستوری ، تحلیلی،  مفهومی، رفتاری

 

 

مفهومی

 

          تحلیلی

 

 

رفتاری

 

 

 

دستوری

 

 

 

شهودی                                                      شیوه  تفکر                                             عقلای

افراد، سبک دستوری را هنگامی به کار می برندکه درجه تحمل ابهام پایین داشته باشند. آن ها کارآمدومنطقی هستند اما کارایی آن ها نتیجه را به تصمیماتی که باحداقل اطلاعات و باجایگزین های کم در دسترس مربوط می کند در نوع دستوری تصمیماتی سریع اتخاذمی گردد.سبک تحلیلی نسبت به سبک دستوری از درجه ابهام بیشتری بر خوردار می باشد.مدیران تحلیلی به بهترین وجه اختصاصی شده اند بعنوان تصمیم گیران بادقت، با توانایی سازگاری و روبرو شدن با شرایط ناخواسته و جدید افرادباسبک مفهومی تمایل به بهره گیری از داده ها از منابع چندگانه و در نظر داشتن جایگزین های زیاددارند تمرکز دارند.تمرکز آن ها بر بلند مدت می باشد و دریافتن راه حل های خلاقانه در معضلات بسیار خوب اقدام می کنند. طبقه آخر یعنی سبک رفتاری مختص تصمیم گیرانی می باشد که توجه زیادی به افراد در سازمان و توسعه آن ها دارند.آن ها دقت میکنند تا با زیردستانشان خوب باشند و آمادگی پذیرش پیشنهادات از جانب دیگران را دارند.آن ها بر کوتاه مدت تمرکزدارند و از داده هادر تصمیم گیری بهره گیری می کنند.این نوع از مدیران کوشش میکنند از تعارض دوری کنند و به دنبال مورد قبول قرارگرفتن هستند.اگر چه این چهار طبقه محدود هستند اما بیشتر مدیران ویژگی هایی دارند که دارای بیش از یک سبک هستند. بعضی از مدیران، بیشتر به طورمختصر بر سبک غالبشان تکیه می کنند. بنابر این بیشتر مدیران انعطافپذیر می توانند بر حسب شرایط تغییر یابند.هوش مساوی و دسترسی مشابه به اطلاعات می توانند دیدگاههای متفاوتی از تصمیمات و انتخاب های نهایی داشته باشند و مفید باشد.این امر همچنین می تواند به مادر فهم اینکه چگونه افراد با فرهنگهای متفاوت ممکن می باشد دارای یک مشکل تصمیم باشند، کمک کند.

پژوهش دیگری که بر پایه پژوهش رابینز توسط رو و بولگاریدز (1992)انجام شده، مدل تکمیلی سبک تصمیم را ارائه داد که به گونه اختصار در جدول نمایش داده شده می باشد:

تمایل به موفقیت

چشم انداز وسیع داشتن

خلاق بودن

مبتکر ایده های بشردوستانه-هنرمندانه

آینده نگر

 

لذت از حل مساله

خواستار بهترین جواب

خواستار کنترل

بهره گیری نسبتًا زیاد از داده ها

لذت از تنوع

نوآور بودن

بهره گیری از تجزیه وتحلیل های با دقت

طرفداری گرا بودن

عقیده گرا بودن

تجربه گرا بودن

ارتباطات آسان

بهره گیری از داده های محدود

نتیجه گرا بودن

تهاجمی بودن

سرعت اقدام

بهره گیری از قوانین

بهره گیری از شهود

شفاهی بودن

نیاز به ساختار

اجتماعی/افراد                  ارزشگرا بودن                       تکنیکی/شغل

مدل تکمیلی سبک تصمیم گیری( رو و بولگاریدز،1992)

مطالعه های صورت گرفته بر روی تحقیقاتی که تقریبا تمام آن ها در خارج از کشور انجام گرفته، نشان می دهد که محققان برای شناسایی سبک تصمیم گیری افراد بیشتر از2مدل بهره گیری کرده اند.یکی مدلی که توسط رو ( ١٩٨١ ) اظهار شده ودیگری سبک اسکات وبروس(1995) همان گونه که اسکات وبروس نیزذکرکرده اند، بیشتر تحقیقات صورت گرفته درگذشته، به نیازهای وظیفه تصمیم گیری ونیز شرایط محیط پرداخته اند واز در نظر داشتن تفاوت های افراد در رفتار تصمیم گیری غافل مانده اند .در صورتی که امروزه تصمیم گیری به عنوان یکی از رفتارهای ویژه وخاص وجوهره مدیریت به شمار می رود وطبیعی می باشد که بایستی بیش از پیش تفاوت های افراد در رفتار تصمیم گیری مدنظر قرار گیرد .به اظهار دیگر، با در نظر داشتن رفتاری که هر فرد در زمان مواجه شدن با شرایط تصمیم گیری ازخود نشان می دهد، می توان سبک تصمیم گیری وی را تشخیص داد .البته دراینجا ذکردو نکته بسیار مهم می باشد.افراد غالباًیک نوع سبک تصمیم گیری منحصر بفرد دارند لیکن این امر در تمامی موارد عمومیت ندارد.دوم اینکه علاوه بررفتارهای فردی که در نوع سبک تصمیم گیری، تاثیر بسزایی دارد، به گونه کلی شرایط موجود در زمان ومکان تصمیم گیری نیز بر نوع سبک اثر گذار می باشد.از طرفی با در نظر داشتن نگاه جدید دانشمندان علم مدیریت به تاثیر احساس وادراک در نحوه رفتارافراد ودر طرف مقابل نگاه اقتصادی به بشر درخصوص عقلایی بودن تمامی رفتارها، مطالعه تاثیر هرکدام از این رفتارها بر ابعاد گوناگون عملکرد و متغیر های شغلی دارای اهمیت می باشد.

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

متن کامل